تبليغاتX
| ...::: سربازان کوروش :::... |
 
   
     
 
 
 

 

 

خدا در کیش زرتشت

 

 

 

 

 

درباره خدا در کیش زرتشتی سخن بسیار گفته شده و میشود گروهی معلوم الحال از راه گژاندیشی و نادانی می گویند ایرانیان باستان که منظور زرتشتیان است آتش پرست بودند و اتش را خدا میدانستند.گروهی نیز مدعی میشوند که ایرانیان به دو خدا باور داشتند یکی اهورامزدا خدای نیکی و دیگری اهریمن خدای بدی.

 

برخی از خاورشناسان باختر زمین در پژوهشهای خود آماج ویژه ای را دنبال می کنند و ان اماج این است که نشان دهند که همه چیز برخاسته از تورات است و همه فرهنگهای جهان در مقابل تورات هیچ و پوچ است و تورات پیش اهنگ فرهنگ بشری است با پیگیری اینگونه اماج است که این گونه پژوهش گران نه تنها در مورد اوستا و فرهنگ ایران بلکه در مورد هرچیزی که مربوط به فرهنگی جز فرهنگ تورات باشد راه کژروی میپویند و با دگرگون ساختن مفاهیم کتابهای دینی و کهن سایر ملل هدف خویش را براورده میسازند بر پژوهندگان ایران زمین است که با دوری از این گونه لغزشهای که ره اورد تورات محوران (بواقع ادیان سه گانه سامی) است راه راستی را درپیش گیرند و حقیقت این اندیشه را برای مردمان بیان کنند که این خود رسالت اشو زرتشت بود بیان راستی برای بهترین راستی؟!

 

فرهنگ زرتشتی به خدای یکتا که هستی بخش بزرگ داناست باور دارد و جز این چیزی در فرهنگ زرتشتی نیست و زرتشتیان جز این باوری ندارند .

 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

 

 

 

کشته شدن زرتشت

     زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور یا یازدهم اردیبهشت ماه (به نقل از متن پهلوی زادسپرم) در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد . کلام شاهنامه فردوسی دلالت بر مرگ توأم با خشونت زرتشت، در هنگام حمله ارجاسب به بلخ، در این شهر می‌کند.

 از آنجا به بلخ آمد   جهان شد ز تاراج و کشتن سیا

نهادند سر سوی آتشکده   بر آن کاخ و ایوان زرآژده

همه زند و اّستا همی سوختند چه پر مایه تر بود بر توختند

ورا هیربد بود هشتاد مرد زبانشان ز یزدان پر از یاد کرد

همه پیش آتش بکشتندشان ره بندگی بسر نوشندشان

ز خونشان بمرد آتش زردهشت    ندانم چرا هیربد را بکشت

 زرتشت در هنگام یورش ناگهانی قبایل تور در بلخ به دست یک تورانی کشته شد. در کتاب‌های پهلوی نام قاتل وی توربرادروش یادشده‌است.

 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
 

چهار فرشتهً مقرب خداي اينان عبارتند از اسرافيل، ميکائيل، عزرائيل و جبرئيل که ما در اينجا به ترتيب اصل ايراني زرتشتي آنهارا معرفي مينمائيم:

اسرافيل: اسرافيل که نامش در مآخذ عبري به صورت سرافيم يعني درخشان مثل آتش آمده است، به معني درخشان خدايي است و در اصل همان فرشتهً آذر منابع زرتشتي است که مانند اسرافيل با روز قيامت سر و کار دارد.

براي آشنايي با اين نقش وي بهتر است نقش فرشتگان را در روز رستاخيز(قيامت) رااز کتاب دينهاي کهن ايران تأليف هنريک ساموئل نيبرگ، ترجمه دکتر نجم آبادي ذکر مي نماييم:

 در ارداويرابنامه چگونگي سفر ارداويراف در جهان زيرين چنين توصيف شده است:  روان مرده پس از سه گام به پل چينوت (قضاوت) مي رسد.  براي روان نيکان اين پل فراخ ميشود تا به اندازهً درازاي نه نيزه ميرسد، و او از روي پل ميگذرد، سروش و آتور (آذر) اورا همراهي مي نمايند و مهر (ايزد عهدوپيمان)، رشن (فرشتهً عدالت)  ، وايو (فرشتهً باد خوش) ، دئنا ( فرشته نيايش) و وهومنه (فرشتهً منش نيک) او را در راه  بهشت و دوزخ  زير پل چينوت  رهبري و نگهباني مي کنند . پس مسلم به نظر مي رسد صور (الصور، يعني شيپور اسرافيل فرشتهً آتش) نيز خود از کلمهً پهلوي آثور يعني آتش اخذ شده است.

مي دانيم که مسلمين معتقد هستند که در روز قيامت، مردگان با شنيدن صداي صور اسرافيل يعني شيپور فرشتهً آتش زنده خواهند شد.

ميکائيل: نام ميکائيل در عبري به معني کسي که مثل خداست معني شده است. واين به وضوح نشانگر نام نشان ميثه (ميثره، موسي، مهر) ايزد  معروف عهدو پيمان آريائيان است که نامش بر روي ماه مهر زنده مانده است. مي دانيم که اين ايزد همچنين در طبيعت، ايزد گردندهً خورشيد پر مهرو محبت به شمار مي رفته است. چنانکه اشاره شد وي را حامي و پشتيبان نيکان در روز قيامت به شمار مي آورده اند.

ميثره (ميثه، مهر) همچنين در اساطير سامي با کاموسه (= روح موسي، آخرين فرمانرواي پادشاهان شبان در مصر) و يهوداي جليلي پسر زيپورايي رهبر فرقهً مشتاقان آزادي  يهود از دست روميان در هم آميخته  و موسي صاحب ده فرمان ايزدي و لقب پيغمبر مهرو محبت عيسي روح الله را پديد آورده است.

جبرئيل : اين نام به معني مرد خدا بي ترديد اشاره به همان نئيريوسنگ اوستا  يعني مرد پيغام يا پيغامبر است. ازنام صفت شاهزاده بودن وي چنين معلوم ميشود که ابتدا مراد از وي همان گئوماته زرتشت (برديه، ايرج) پسرخواندهً معروف فريدون (کورش) بوده است که بعداٌ تحت اين نام تبديل به فرشته اي معروف گرديده است. در فرهنگ نامهاي اوستايي هاشم رضي در مورد اين ايزد و فرشتهً پيام و آتش معروف اوستايي مي خوانيم:  نريوسنگ از اين جهت که پيک ايزدي است. با سروش نيز همانندي دارد؛ اما از لحاظ  مقايسه در قسمت اهميت پيک ايزدي بودن، نريوسنگ را  را با سروش نمي توان مورد مقايس قرار داد چون سروش در اين زمينه شهرت بيشتري داشته و اصولاٌ مطلق ايزد وحي و الهام خدايي شناخته ميشود؛ در حالي که نريوسنگ همواره حامل پيامهاي خداوندي نمي باشد؛ به هر حال اين ايزد نيز چون سروش حامل پيامهاي اهورا مزدا است  و هردو را با جبرئيل فرشتهً وحي و الهام از طرف خداوند در ديانت اسلامي مي توان مورد مقايسه قرار داد.... در قسمتهايي ديگپر از اوستا نيز نريوسنگ با همين وظيفه و موقعيت کارگزار است. در فرگرد نوزدهم ونديداد يکي از ديوان به نام ويزرش (آزارندهً هوشياران) راهنماي ارواح پليدان و شريران است به بدترين مکان، قلمرو اهريمني و تاريکي مطلق.اما روان پارسايان همنشين و قرين با ايزداني بزرگ و نامي ميشوند. نخست از نزديک فروغ ابدي، روشني هميشگي و لايزال، يعني اهورا مزدا مي گذرند.

امشاسپند بهمن تهنيتشان مي گويد و روان پارسايان شاد و سرخوشند و در فردوس، بهترين مکان و جايي که لبريز از روشنايي ابدي است وارد ميشوند، در حاليکه نريوسنگ، پيک اهورا مزدا نيز با آنان است.

عزرائيل: اين نام که به معني ياور خداست به وضوح مطابق با همان سروش اوستا به معني لفظي بنده و خادم فرمانبردار خدا مي باشد. هاشم رضي در کتاب فرهنگ نامهاي اوستا بارهً اين امشاسپند يعني فرشتهً بي مرگ و مقدس مي آورد:  سروش (به اوستائي سرئوش) يکي از ايزدان مزديسنان (زرتشتيان) است و پيک خدايي به شمار مي رود. کلمهً اوستايي سرئوشَ به معني فرمانبرداري و اطاعت است. اين واژه نيز در اوستا چه بسا که مطابق معمول، به عنوان اسم مجرد استعمال شده است و چه بسا نيز از آن ايزد ويژه اي اراده شده است.

سروش يکي از کهن ترين ايزدان آيين زرتشتي است که در گاثا ها نيز نامش مذکور است با صفت مزيشتَ يعني بزرگتر در اوستا مشخص مي باشد. در گاثاها علاوه بر آن که به عنوان اسم مجرد زياد استعمال شده است. چندين بار نيز در هيئت ايزدي نمايان مي باشد که گروه مؤمنان به هنگام از او ياري مي جويند. مقام سروش در ادبيات ديني مزدايي آن قدر بود که وي را در شمار امشاسپندان قرار دادند.

چنانکه مي دانيم براي آن که شش امشاسپند را به عدد مقّدس هفت امشاسپند ارتقاء دهند گاه سپنت مئينوَ (روان مقدس، ذات مقدس اهورامزدا) در رأس شش امساسپند قرار دادند و گاه خود اهورا مزدا را و سروش راهفتمين مشاسپند به شمار آوردند. اما مهمترين وظيفهً سروش که در ادوارمتأخربرايش تعيين کرده اند، وظيفهً داوري ومحاکمه ارواح است و اين که يکي از کارگزاران و عاملان مهم جهان پسين است. اما نبايستي از اين اشاره چنان فهم شود که سروش پيش از اين با اين وظيفه و عنوان بيگانه بوده است، چون در گاثاها اين وظيفهً سروش نيز روشن است که در جهان پسين سرنوشت  شريران و نيکان را تعيين مي کند....  چنانکه ابوريحان بيروني در آثارالباقي  اشاره ميکند روز هفدهم هرماه ايرانيان نزد زرتشتيان موسوم است به سروش  و سروش نگهبان اين روز مي باشد...
 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
 

پاسخ : خير ، كشف آتش در تاريخ ايران به زماني پيش از پيامبري اشوزرتشت مي رسد . و آتشكده ها پس از آن محلي براي تامين آتش اجاق خانواده ها و داراي احترامي ويژه بوده است . زرتشتيان به پيروي از نياكان آريايي خود همواره چهار آخشيج يعني هوا ـ خاك ـ آب و آتش را پاك كننده مي دانستند و تلاش مي كردند تا آنها را آلوده نسازند ، بلكه سرودهاي نيايش را براي هر يك داشتند .  

در بينش اشوزرتشت خداوند را بايد در روشنايي جستجو كرد پس هر زرتشتي به هنگام نيايش رو به سوي روشنايي مي كند،  هرگونه روشنايي درنماز تفاوتي ندارد . نور خورشيد ، ماه ، چراغ كه يكي از آنها نيز مي تواند روشنايي آتش باشد .

از سوي ديگر ايرانيان باستان ، آتش را نماد موجوديت خود يا نمادي از هويت ملي خود مي دانستند و به آن افتخار مي كردند زيرا آتش از بين برندة ناپاكي ها و روشن كنندة تاريكي ها  است ، گرما و انرژي آتش چرخ هاي صنعت و پيشرفت را به چرخش مي آورد و آتش دروني انسان انديشه او را به خـردِ  بي پايان اهورايي پيوند ميدهد ، پس زرتشتيان به پيروي از نياكان خود همچنان آتش را در آتشكده ها پرستاري مي كنند تا يادآور پويايي روشنايي در هستي باشد .

 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
  درود و سلام به تمامی شما بازدید کنندگان این تارنما

امروز یک سری عکس از مکانهای تاریخی مربوط به دوران ایران پاک (ایران باستان )برای شما آماده کردم که امیدوارم از اون لذت ببرید ...
لازم است که بگم این عکس ها برای پس زمینه رایانه شما مناسب است .




برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید.....(نظر شما مارا دلگرم میکند)
 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی ادامه مطلب ... | 
 
 
 
ضمن عرض پوزش از تمامی دوستان و بازدید کنندگان همیشگی این تارنما


از تمامی دوستان و سروران گرامی که تقاضای تبادل لینک داشته اند تقاضا داریم که مجدد امر خود را در قسمت نظرات بین کنند.....

با نهایت پوزش و تاسف از شما یاران گرامی

 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
 

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه( که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم «ارتب» خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود.

کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او ، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند.

هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد.

گفتیم که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند.

کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند.

در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد «بعل» خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، «ارتب» تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید.


ادامه دارد

 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
  برای همیشه پایداریم

برای همیشه می مانیم

ما ایرانی هستیم

تا جهانی برپاست ما هم زنده ایم

ایرانیان بیدار باشیم و سخت در برابر تمامی نا پاکی ها مبارزه کنیم

ایرانی هستیم

ایرانی می مانیم

=================

به دلیل مشکلات زیاد این بنده حقیر و نا توان بودن در رسیدگی به وبلاگ این وبلاگ هر روز آپدیت میشود.....

دوستان و همراهان همیشگی من

منتظرتان هستیم

سپاس فراوان
=================
 
 
   |    نوشته شده توسط سام_ایرانی
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog

دانلود نرم افزار رایگان کرک